امشب از هر جا گذشتی بعد تو باران گرفتهفاتحی هستی که شهر خویش را ویران گرفته ...در نبودت اصل و مفهومی کم است انگار در منهستی اش را جای خالی گل از گلدان گرفتهرنج صد قرن و به کوتاهی خوابی ... ، عمر من بودبر همین مبنا اصولا نام ما انسان گرفتهمن شبیه اتفاقی بد که بد موقع هم افتادتا همین جا آمدم عشقت مرا دندان گرفتهخانه ها امن اند در طوفان برای ساکنینشپس کجا امن است وقتی در دلم طوفان گرفتهالهام ملک محمدی
برچسب:
نویسنده: محمد یزدانی
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 21:23